محرم 93
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
جمعه 6 محرم روز علی اصغر (ع)
محرم 93 اولین ماه محرمی هست که گل پسرم میبینه.چندروز اول محرم رو خونه خودمون بودیم خیلی دوست داشتم که پسری رو ببرم مراسم عزاداری ولی چون هم مراسم ها دیروقت شروع میشد هم اینکه اون موقع پسری ما ساعت خوابش بود و از همه مهمتراین که آقای خان به سرو صدا عادت نداره و شروع به گریه میکنه نشد که ببریمش بیرون ولی خوب از تو خونه هم صدای دسته های عزاداری رو میشد شنید.ولی در هر صورت به خاطر نیت سال گذشته که هنوز گل پسر دنیا نیومده بود کرده بودم که حتما امسال روز حضرت علی اصغر (ع) ببرمش شاه چراغ دوباره باروبندیل رو باپسرم جمع کردیم و رفتیم شیراز و البته بابایی رو با خودمون نبردیم.
بله بالاخره اون روز رسید و ماهم به همراه خاله زهرا و ثنا جونی والبته از همه مهمتر عکاس معروفمون خاله فاطی
با همراهی دایی محمد رفتیم شاهچراغ ، از شانس ما امسال هوا بارونی بود وروجک ماهم تا قبلش خیلی حالش خوب بود همین که با مشقت زیاد خودمون رو به جلوی صحن رسوندیم و آماده شروع مراسم شدیم آقا پسرما همین که سربرگردوند و جمعیت رو دید شروع کرد به گریه کردن اونم از نوع وحشتناک 
که به هیچ طریقی آروم نمیشد حتی شدت این گریه به جایی رسید که مجبور شدیم با هزاران برابرمشقت ورودمون حالا از اونجا با این سیل جمعیت بیایم بیرون
وقتی هم اومدیم بیرون آقا آروم شدن و راحت گرفتن خوابیدن
بله اینم از آرزو و نیت من برای اولین محرم گل پسرم 
از اونجایی هم که خیلی اخلاق عکس گرفتن نداره عکس زیادی نشد که بگیریم












محرم 93 
